» » روز خبرنگار متفاوت در ایکنا/ دستت را به من بده حتی اگر دست نداری/ با هم خبرنگار می‌شویم
روز خبرنگار متفاوت در ایکنا/ دستت را به من بده حتی اگر دست نداری/ با هم خبرنگار می‌شویم
صدای مردم بودن وظیفه حرفه‌ای ما است اما ما نذری بزرگ‌ کرده‌ایم. نذر کردیم به همه آنهایی که باید حرف بزنند اما توان آن را ندارد، قدرت کلام و قلم بدهیم. این‌گونه نذر خبرنگاران ایکنا رقم خورد.

به گزارش روابط عمومی سازمان قرآنی دانشگاهیان کشور، قدرت همدلی و همزبانی با مردم جزو ضرورت‌های حرفه‌ای کار خبرنگار است. این یعنی اگر سالمی و هرگز معلولیت را تجربه نکرده‌ای، در همکلامی با یک معلول جسمی ـ حرکتی، دختری آسیب دیده، بیماری مستأصل و ...  به حدی مشکلات و واقعیات زندگی آن فرد را درک کنی که بتوانی از زبان او حرف بزنی و مشکلاتش را آنچنان که هست بیان کنی.

بعد در ادامه با همه مسئولانی که باید کاری می‌کردند و تمام آدم‌هایی که چون انسان هستند پس مسئولند ارتباط بگیری و مطالبه کنی که چرا؟ چرا چنین مشکلاتی هست و چه باید کرد.

اما در این میان یک مشکل بزرگ هست، هر قدر هم که عمیق، باز هم نمی‌توانی اندوه و سختی برخی اقشار جامعه را درک کنی، می‌توانی خودت را به جای او بگذاری اما با تصویرهای ما خبرنگاران، واقعیتی که دیگری در آن زندگی می‌کند، جان نمی‌گیرد.

پس ما خبرنگاران ایکنا، مایی که همیشه تلاش کرده‌ایم صدای مردم باشیم و انعکاس دهنده صدای دین و بگوییم بحران‌های جامعه هر چه که باشد دلیل آن دین نیست، بلکه بی‌دینی مدعیان است و اینکه اسلام حقیقت را گفته هر کس به آن عمل کرد، مسلمان است و الا کسی با ادعا راه به جایی نخواهد برد؛ درست است که ساعت کاری نداریم و هر لحظه شبانه‌روز باید آماده کار و ارسال خبر باشم اما باز هم باید در بحبوحه همین شلوغی دنیای خبر باید کاری خاص کاری که فقط از عهده ما بر می‌آید انجام دهیم.


به این نتیجه رسیدیم که فقط گفتن ما و کارشناسان کافی نیست، باید مردم هم زبانی قوی برای بیان واقعیت‌ها داشته باشند؛ بر همین اساس گسترش علممان را نذر کردیم. علم پیام‌بر و پیام‌رسان بودن را، از گروه‌های آسیب دیده اجتماعی، معلولان، مددجویان کمیته امداد، دانشجویان و ... دعوت کردیم تا میهمان خبرگزاری ایکنا باشند و خبرنویسی و رسالت خبرنگاری را در قالب نذر فرهنگی خبرنگاران ایکنا بیاموزند.

اندیشه، شاه‌ پر یک معلول جسمی است. اندیشه و فکر بالی است که هیچ کس نمی‌تواند آن را از یک معلول، یک نابینا، ناشنوا، فرد آسیب‌دیده اجتماعی و ... بگیرد. فکر نوری است که یک نابینا با آن می‌تواند جهان را روشن کند و صدایی بلند است که یک ناشنوا می‌تواند آن را فریاد بزند و ما تلاش کردیم این تفکر را بیاموزیم و بال پروازشان را قوی‌تر کنیم، آماده باشند برای اوج گرفتن.


 خدا شاهد است که هر بار مصاحبه‌ای در خصوص آنچه دین گفته و تفاوت آن با آنچه انجام می‌شود منتشر می‌کنیم دلمان برای اسلامی می‌سوزد که اینقدر مهجور شده و هر روز تلاشمان این است که پیام‌ اسلام را آنگونه که هست برسانیم. تلاش کردیم در دنیایی که بی‌دینی هویت شده و از نگاه برخی فرهنگ و فخر و مباهات و روشنفکری اطلاق می‌شود؛ با همه دانشی که از حوزه خبر داریم، برای قرآنی که فقط یک کتاب نیست و همیشه تاریخ به انسان‌های ناطق برای بیان واقعیات خود نیاز داشته، نطق دهیم.

تلاش کردیم در این روز که به نام «خبرنگار» ثبت شده و همه در آن از سختی کار خبر، مزایای کم این شغل، خطرات و تاثیراتش می‌گویند، تاثیرگذار باشیم و فارغ از تعارفات این روز خبرنگار بودن را آموزش دهیم به افرادی‌که باید حرف‌هایشان شنیده شود، افرادی‌که مشکلات دمخور ثانیه‌هایشان است اما درک اصیلی از مشکلاتشان عنوان نشده و بسیاری از معضلات آنها در سطح بیان شده و عمیقا فردی، مسئولی، نهادی و ارگانی تبر نشدند برای قطع مشکلاتشان.


در‌های ایکنا و درهای قلب ما به همراه قلم‌های ما و علم ما نذر توانمند کردنشان شد.


97/05/17